به تمام معنا سردِ
توی دفترم و همزمان با کار کردن رادیو پای گوش میدم و از فرط سرما به خودم میپیچم
شاید اولین سالی باشه که دلم میخواد زودتر زمستون تموم بشه
بهار زودتر بیا لطفا
به تمام معنا سردِ
توی دفترم و همزمان با کار کردن رادیو پای گوش میدم و از فرط سرما به خودم میپیچم
شاید اولین سالی باشه که دلم میخواد زودتر زمستون تموم بشه
بهار زودتر بیا لطفا
خرید کردن یکی از لذت بخشترین کارهای ما خانماست
میرم تو یه مغازهای که اصلا چیزی لازم ندارم
نگاه میکنم و با دیدن یه وسیلهی ظریفِ ملوس، ذوق میکنم و ذوق میکنم
و میذارمش سرجاش و از مغازه میام بیرون و تا یک هفته آرومم.
دیوونه هم خودتونید D:
فردا قرارِ برم تفریح خونهی عموم
میخوام یه حال اساسی بدم به روحم
خوشحالم
کیف خوشگلم منتظرم باش یه روزی میام تورو مال خودم میکنم.
این روزها مادر دائم در حال درست کردن پنکیکهای نرم و خشمزهایه که نمیشه ازشون گذشت. :)
خدایا چی میشد مارو جوری خلق میکردی که هرچی میخوردیم لاغرتر میشدیم؟ :(
اولین رمانی که خوندم اسمش بود باغ مارشال
دیر شروع کردم اما به جای درس خوندن، رمان میخوندم :/
این شد که همهی زندگی ما شد کتاب :)
خورد و خوراک و کار و خواب و ...
رزومهی خوب و به قول گفتنی تپلی برا خود دست و پا کردم.
راضیام از خودم D:
سمانه هستم یک صفحه آرا